تبلیغات
گروه هنر دانشکده ولیعصر - کته کل ویتس
گروه هنر دانشکده ولیعصر
ورودی بهمن 87

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کته کل ویتس

کته آیدا اشمیت،یا کته کل ویتس در سال 1876در آلمان به دنیا آمد. پدر او، كارل اشمیت، یك سوسیال دموكرات افراطی بود كه به حرفه خانه‌سازی اشتغال داشت. مادر او، كاترینا اشمیت، دختر جولیوس راپ، پیشوای روحانی بود كه از كلیسای دولتی اخراج شد و مجمع مستقلی را بنیان نهاد. تعلیم و تربیت كته كلویتس تا حد زیادی تحت تاثیر تعلیمات دینی و سوسیالیستی پدربزرگش قرار داشت. مرگ زودهنگام برادر كوچكتر او، بنجامین، نیز تاثیر بسیاری در او بر جای نهاد. وی در جوانی مبتلا به نگرانی بود. پدر كلویتس با مشاهده استعداد فرزند خود، او را در سن 12 سالگی به كلاس طراحی و كپی قالب‌های گچی فرستاد. كلویتس در سن 16 سالگی، طراحی از مردم در حال كار، ماهیگیران و روستائیان را آغاز كرد. او در زمانی كه هیچ دانشكده یا آكادمی برای زنان وجود نداشت، در مدرسه هنر زنانه‌ای در برلین ثبت نام كرد. او در آن جا زیر نظر «كارل استافربرن» كه از دوستان «ماكس كلینگر» هنرمند بود به تحصیل پرداخت. آثار اچینگ كلینگر و تكنیك و دغدغه‌های اجتماعی موجود در آنها الهام‌بخش كلویتس بود.

او در سن هفده سالگی به نامزدی دانشجوی پزشكی «كارل كلویتس» درآمد. وی درسال 1888 برای تحصیل در مدرسه هنری زنانه‌ای در مونیخ به این شهر رفت و در آن جا بود كه به قدرت طراحی خود پی برد. او درسال 1890 به كونیسبرگ بازگشت، نخستین آتلیه شخصی خود را اجاره كرد و به طراحی از كارگران ادامه داد.كلویتس درسال 1891 با كارل كه در آن زمان تبدیل به پزشك حاذقی شده بود و به معالجه فقرا در برلین اشتغال داشت، ازدواج كرد. آن‌ها به آپارتمان بزرگی نقل مكان كردند كه تا زمان تخریب طی جنگ جهانی دوم، خانه آنان محسوب می‌شد.
،وی با مشکلات کارگران تهی دست وفقیران از نزدیک آشنا شد وآنها را دستمایه بسیاری از آثار خود قرار داد.در سال1898مجموعه طرح های «شورش بافندگان»را که از سال1893را که بر اساس نمایشنامه هاپتمان آغاز کرده بود در نمایشگاه بزرگ برلین به تماشا می گذارد.آدلف منتسل،یکی از داوران این نمایشگاه پیشنهاد میکند که مدال طلای این نمایشگاه به کته کل ویتس اهدا شود،اما به علت زمینه سازی ها ودخالت وزیر فرهنگ،ویلهم دوم با این کار مخالفت میشود.در سال 1914پسرش پیتر را در جنگ از دست میدهد و در نهایت سراسر زندگی خود را به نکوهش جنگ ،توجه به قشر آسیب دیده اجتماع وساختن یادبود فرزندش می پردازد.سال1937نازی ها آثار او را در نمایشگاه هنر فاسد به نمایش گذاشتند ونوه اش پیتر را نیز در جنگ از دست داد.

برای مشاهده ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه کنید....

در زندگی نامه این هنرمند وارنست بارلاخ با اسمها ،عناوین و وقایعی روبه رو میشویم که از مهمترین های تاریخ بشر بوده .تصور کنید در ان دوران(۱۸۶۷ تا ۱۹۴۲) همزمان با این دو هنرمند این اسمها و دورانها را در : هنر /سیاست/علم/فلسفه/ادبیات و... .شگفت انگیز است و سخت:

چارلز داروین/ داستایوسکی /ژول ورن /نمونه ی اولین صفحه ی موسیقی/ هرمان هسه /مارک تواین/ بزرگترین مبارزه ی کارگری و تاسیس حزب سوسیال دمکرات المان/مبارزات زنان و جنبش فمینیستی/ وان گوک/ هیتلر/گوگن/ کشف اشعه ی ایکس /انگلس/ اختراع دوربین و پروژکتور سینما توسط برادران لومیر/ پایه گذاری جایزه ی نوبل/ تاسیس کارخانه های رنو در پاریس /کشف عناصر رادیو اکتیو و اورانیوم توسط توسط ماری کوری /هنری مور/ برتولت برشت / رنه مارگاریت /گارسیا لورکا /گوستاو کلیمت/ راه افتادن اولین مسیر مترو در پاریس/ فروید/ توماس مان/ چخوف/ پیکاسو /انقلاب روسیه / بوچینی/ بزرگترین ناو جنگی دنیا در بریتانیا به اب انداخته می شود /کاندینسکی /ادوارد مونش/ اینشتین /ماکس وبر/ ماکسیم گورکی /روزا لوکزامبورگ / هرمان هسه /فرانتس کافکا/ تاسیس باوهاس انستیتوی هنر/ اولین نمایشگاه دادایستها /کاندینسکی/ مارک شاگال /توماس مان / لنین /استالین/ اندره برتون/ حزب نازی ها/ چارلی چاپلین/ مائو /سالوادور دالی/اشتراوس/ والتر بنیامین/ جنگهای داخلی اسپانیا /ژان پل ساتر/ سیمون دوبوار/ پابلو نرودا /جنگ جهانی اول و دوم و.....واقعا دوره ی عجیبی بوده و انگار خیلی سریع علم پیشرفت کرده تغییرات اجتماعی سیاسی هنری روی داده و البته هزاران نفر در جنگها کشته شدن و ...اكسپرسیونیسم : اكسپر سیونیسیم به یك تعبیر تحریف و اغراق آمیز كردن پیكر انسان بمنظور بیان احساسات و عواطف شدید است . از این دیدگاه اكسپر سیونیسیم از دیر باز در هنر غربی رایج بوده است و یك ابتكار تازه نیست . اما كار تحریف و اغراق را به روشن ترین وجه در آثار اكسپر سیونیستی نوگرا می توانیم ببینیم . دامنه عاطفی اكسپرسیونیسم آلمانی از وحشت و خشم آثار هنرمندانی چون نولده و بك من گرفته تا شفقت و همدردی طرحها و آثار چاپی كته كل ویتس بسیار وسیع است . كته كل ویتس یكی از برجسته ترین زنان هنرمند در قرن بیستم با استفاده از تكنیك چاپ آثار ارزشمندی بوجود آورد. اثر مادران چاپ بطریقه كنده كاری روی چوب كه در اینجا هنرمند ایجاد همدردی خود را نسبت به مردم و رنج های آنها را بخوبی نمایان ساخته .هر زمانی که فیگور های مادران کته کل ویتس را دیده ایم.و یا ان تصویر غمبار مادری که دو سر بر دست مر گ فرزندش را می بیندو کاری از دستش بر نمی آید در چاپنقش سنگی به نام «نیاز» به سال 1895 .هر وقت کار ها ی کل ویتس را دیده ایم به زن بودنش شک میکنیم.البته حرف نادرستی است اما با یک مقایسه کلی بیشتر دیده ایم که زنان می توانند زیبایی ها و لطافت های خود را در آثارشان نمایش دهند و عموما مردان در هنر در زمینه ی نمایش درد ها و مصیبت های یک مادر موفق تر بوده اند.کته کل ویتس هیچ گاه در هیچ جایی مادران را آرام نکشید.همیشه مضطرب بودند همیشه در تلاطم و همیشه در سوگی که برای فرزندانشان اتفاق افتاده است و یا قرار است اتفاق بیا فتد حل شده اند. کل ویتس در واقع نمی خواست احساسات را بر انگیزد بلکه عمیقا همراه با ستمدیدگان جلو می آمد حتی زمانی که داوران برای این چاپ سنگی مدال طلا در نظر گرفتند امپراطور به دلیل این که تصویر فاقد عناصر آشتی جویانه و آرام کننده است اصرار داشت که نظر داوران را رد کند.و این شاید همان تاثیرات اکسپرسیونیسمی بود که کل ویتس در اوجش همگام پیش می امدهنر و هنرمند در نگاه کته کلویتس:کلویتس به توان شگفت انگیز هنرمند در دگرگون کردن ساختار جامعه ایمان داشت. می خواست هنری هدفمند بیافریند و آنچه می آفرید ناظر و شارح روزهایی باشد که در آن می زیست. آموخته بود که هنرمند چشم و زبان مردم است و هنرمند بودن یعنی همدردی و دردمندی و برخورداری از نگرشی متفاوت. او می کوشید پیام هنرش نه تنها برای خواص که برای عوام و انسان های هم روزگارش نیز دریافتنی و دست یافتنی باشد. کته حساسیتی زنانه را با صراحتی مردانه بیان می کرد. او معتقد بود که هنرمند باید به تاریخ معاصر و بیان حسی زندگی معاصر خود بپردازد. او هم مانند ون گوک اعتقاد داشت که آدم های پرده های نقاشی پیشینیان هرگز کار نکرده و خستگی نکشیده اند. او شیفته خط های پرحرکت و شتاب زده ای بود که همچون فریادی برخواسته از درد تا مغز استخوان نفوذ می کنند. این خط ها توازی های فریادی ست که از گلوی انسان سده بیستم بیرون می آمد. طرح های کته نقطه تلاقی طراحی و نیروی تصور است که لازمه این کار کاهش هر چه بیشتر جزئیات و تاکید ورزیدن بر تاثیر نهایی تصویر است.او تنها دل نگران کیفیت های بنیادین بود و درستی و اصالت طرح های او هم رابطه ای تنگاتنگ با همین کیفیت های بنیادین داشت. از طرح هایی که از زنان کارگر کشیده پیداست که در زن به عنوان یک انسان نگریسته همان انسان متناهی با همه ی محدودیت های شناخته شده. اغلب زنانی که کته تصویر کرده زمخت و درشت اندام اند اما این نشانه ی جنسیت پیچیده و پرابهام آنها نیست. کار دشوار و طاقت فرسا و مبارزه برای ادامه زندگی اندام های آنها به ویژه دست ها را درشت و زمخت کرده. زنان اش حضوری جسمانی دارند اما آن چه مطرح نیست جنسیت آنهاست.طرح های کلویتس به گونه ایست که انگار آگاهی از درد انسان در رگ و پی هر خط و فرم آن تنیده. درست است که کته بارها و به تکرار از یک مدل و یا از خودش به عنوان مدل استفاده می کرده اما در هر طرح تنها شکل ظاهری آدم ها با فیگورهای طرح های پیشین شباهت دارد و زندگی درونی هر یک حضوری جدا و مستقل دارد. به طور کلی کارگرانی که کته چهره ی آنها را تصویر کرده هویتی سیال دارند. نیمی از این هویت دستکار طراح و نیمی دیگر آفریده ذهن تماشاگر است. کته با این شگرد رابطه یی دو سویه میان طرح و مخاطب آن پدید می آورد. در بسیاری از طرح هایش پیداست که ایماژی معین را در ذهن داشته و بعد به فکر رسانه ای مناسب برای بیان تصویری آن بوده است. کته هنرمندی رمانتیک بود اما هر قدر پا به سن می گذاشت و بر تجربه هنری او افزوده می شد نوعی دل نگرانی برای سرنوشت طبقه کارگر جای زیبایی شناسی خاص و جاذبه های رمانتیک زندگی آن ها را می گرفت.کته این واقعیت را دریافته بود که هنرمندی که نتواند دوران خود را ببیند ناگزیر به هنر منتقدان و یا در نهایت به تجربه های پیش از خود تکیه می کند و کارش را بر اساس آن چه از پیش وجود داشته بنا می نهد. او همزمان به فرم٬ محتوا٬ پیام اجتماعی و تعهد هنری می اندیشید. هیچ وقت روا ندید هنر خود را فدای محتوای آن بکند بی آنکه جانب فرم را نگه دارد. به عقیده یولیوس الیاس کته کلویتس توان مشاهده و دریافت مستقیم طبیعت را دارد و آنچه را دیده با خط های صریح و مطمئن تصویر می کند. نورهای نامتعارف و رنگ های تیره برایش پرجاذبه است و با یاری این دو طرح های نامنتظر پدید می آورد. آثار او نمایش صادقانه هنر است.کته خود در یادداشت هایش نوشته: «من هیچ وقت طرح سرد و بی جان نکشیده ام. می توانم ادعا کنم که همیشه با خونم طراحی کرده ام.» کته اشمیت کلویتس نقاش، چاپگر و مجسمه‌ساز آلمانی است که آثارش شرحی شیوا و اغلب داغدار از شرایط انسانی در نیمه اول قرن بیستم ارائه می‌کند. درک او از کمبود خوشبختی انسان‌ها که با روش‌های گرافیکی مثل طراحی، اچینگ، لیتوگرافی (چاپ سنگی)، وودکات (حکاکی روی چوب) بیان شده‌اند، قربانیان فقر، گرسنگی و جنگ را در بر می‌گیرد. آثار او در آغاز بر پایه ناتورالیسم بود اما بعدها با کیفیت‌های اکسپرسیونیستی ادامه یافت. کلویتس از بزرگ‌ترین زنان اکسپرسیونیست قرن بیستم است که حساسیت‌های صلح‌طلبانه و انسان‌مدارانه‌اش در بیان رنج‌های بشری آثارش را ،که برخی از تاریک‌ترین لحظات تاریخ قرن بیستم به‌خصوص دو جنگ جهانی را به تصویر می‌کشد، به برجسته‌ترین نمونه‌های این سبک تبدیل کرده است.جوانیکلویتس در کوینگزبرگ در ایالت پروس (کالینینگراد فعلی روسیه) زاده شد و پنجمین فرزند خانواده‌اش بود. پدرش کارل‌اشمیت سوسیال‌دموکرات رادیکالی بود که به سنگ‌کاری و معماری روی آورد. مادرش کاترینا اشمیت دختر جولیوس راپ روحانی لوتری بود که از کلیسای محلی اخراج شده و جماعت مستقل خود را بنیان نهاده ‌بود. آموزش‌های کلویتس تا حدود زیادی تحت تاثیر درس‌های پدربزرگش درباره مذهب و سوسیالیسم بود.پدر کلویتس با کشف استعداد ذاتی او در دوازده سالگی شروع به آموزش‌اش در زمینه طراحی و گچ‌کاری نمود. در شانزده سالگی به طراحی از مردم در حال کار، قایقرانان و دهقانان روستایی می‌پرداخت که در کارگاه پدرش رفت و آمد می‌کردند. به دلیل علاقه‌اش به ادامه تحصیل در زمینه طراحی، در شرایطی که هنوز آکادمی یا کالج هنری برای دختران تاسیس نشده بود، کلویتس در مدرسه هنر زنان در برلین ثبت‌نام کرد و زیر نظر کارل استافربرن دوست هنرمند مشهور ماکس کلینگر، به تحصیل پرداخت. اچینگ‌های کلینگر، تکنیک و دغدغه‌های اجتماعی آن‌ها الهام بخش کلویتس بودند.در ۱۷ سالگی کلویتس با یک دانشجوی پزشکی کارل کلویتس نامزد شد. در سال ۱۸۸۸ برای تحصیل در مدرسه هنر زنان به مونیخ رفت و در آنجا بود که دریافت توانایی‌اش نه در نقاش شدن که در طراح شدن است. در سال ۱۸۹۰ به کوینگزبرگ بازگشت و اولین استودیوی خود را اجاره کرد و نقاشی از کارگران را ادامه داد .در سال ۱۸۹۱ با کارل ازدواج کرد که اکنون پزشک شده بود وتمایل داشت برای فقرای برلین کارکند. آن‌ها به آپارتمانی بزرگ در برلین نقل مکان کردند که تا زمان ویرانی در جنگ جهانی دوم خانه کلویتس‌ها بود . نزدیکی کلویتس به فعالیت‌های همسرش به به طور گرانبهایی به او نشان داد که :«بی‌تعارف درون‌مایه‌ای که من می‌توانستم از این محیط (زندگی کارگران) برگزینم، دریافت من را از زیبایی شکل داد…. مردمِ محیط بورژوا همگی بدون جذبه و جذابیت بودند. زندگی مردم طبقه متوسط به نظرم فضل‌فروشانه می‌رسید. از سوی دیگر من احساس می‌کردم پرولتاریا نیرو و توان دارد. این امر جدای از آشنایی بعدی من با زنانی بود که برای درخواست کمک نزد همسرم و به طور اتفاقی نزد من می‌آمدند و من دریافتم که قویاً توسط سرنوشت طبقه کارگر و هرچه به این شیوه زندگی مربوط است به حرکت درآمده‌ام. ولی بار دیگر تمایل دارم که تاکید کنم اولین بار دلسوزی و ترحم اهمیت کمی در جذب من به معرفی زندگی کارگران داشت، آنچه به سادگی اهمیت داشت این بود که من این زندگی را زیبا یافتم.»سلامتی شخصیاین عقیده وجود دارد که کلویتس در دوران کودکی از اضطراب ناشی از مرگ خواهربرادرهایش و به ویژه مرگ زودهنگام برادر کوچکترش بنجامین رنج می‌برد. به هرحال مطالعات جدید نشان می‌دهد که او در دوران کودکی به اختلال عصبی موسوم به آلیس در سرزمین عجایب مبتلا بود. این اختلال معمولاً با میگرن همراه است و باعث ایجاد توهمات حسی می‌شود. ممکن است این مسئله مستقیماً کارهای بعدی او را تحت تاثیر قرار داده و الهام‌بخش او در طراحی موضوعاتش با دست‌ها و سرهای بزرگ بوده باشد.مدرنیسم و جنگ جهانی اولپس از بازگشت کلویتس به نمایش آثارش ادامه داد ولی تحت تاثیر آثار دیگر هموطنان جوانش – اکسپرسیونیست‌ها و باهاوس قرار گرفت و تصمیم گرفت که روش بیان‌اش را ساده سازی کند. آثار بعدی او مانند ران اور در سال ۱۹۱۰ و پرتره خودش در سال ۱۹۱۲ این جهت‌گیری جدید را نشان می‌دهد. در این سال‌ها او همچنان به کار مجسمه سازی ادامه داد.کلویتس پسرش پیتر را در جبهه جنگ جهانی اول در اکتبر ۱۹۱۴ از دست داد که این مسئله باعث افسردگی طولانی مدت‌اش شد. در پایان این سال او طراحی‌هایی برای بنای یادبود پیتر و همراهان کشته شده‌اش کشید. او این بنای یادبود را در سال ۱۹۱۹ خراب کرد و درسال ۱۹۲۵دوباره شروع به ساختن آن نمود. این بنای یادبود با نام «والدین محزون» سرانجام تکمیل شد و به سال ۱۹۳۲ در آرامگاه بلگیانِ روگِوِلد نصب گردید. زمانی که قبر پیتر به نزدیکی گورستان جنگ ولادسلو آلمان انتقال یافت، این مجسمه نیز به آنجا منتقل شد.در سال ۱۹۱۷، در پنجاهمین سال تولدِ کلویتس، گالری پل کاسیرِر نمایشگاهی از آثار سابق او مشتمل بر ۱۵۰ اثر از طراحی‌هایش را تدارک دید.کلویتس یک صلح‌طلب و یک سوسیالیست متعهد بود که در نهایت جذب کمونیسم شد. گرایشات اجتماعی او در یادبود کارل لیبکنشت و در مشارکت او در بخشی از حزب سوسیال دموکرات آلمان در اولین هفته‌های پس از جنگ بروز یافت. هنگامی که جنگ رفته رفته به پایان خود نزدیک می‌شد و احساسات میهن‌پرستانه پیرمردان و کودکان را وادار به پیوستن به جنگ می‌نمود کلویتس در یک سخن‌رانی عمومی ملتمسانه تقاضا کرد: «به اندازه کافی مرگ داشته‌ایم، نگذارید انسان دیگری سقوط کند.»کلویتس هنگامی که روی بنای یادبود کارل لیبکنشت کار می‌کرد، دریافت که اچینگ برای بیان ایده‌های یادبود ناکافی است و بعد از دیدن کارهای حکاکی روی چوب ارنست بارلاخ در نمایشگاه تجزیه‌گرایی، این اثر را با این روش جدید کامل کرد و تا سال ۱۹۲۶ نزدیک به سی اثر حکاکی برروی چوب ارائه نمود.کلویتس در سال ۱۹۲۰ به عنوان یکی از اعضای آکادمی هنر پروس انتخاب شد و اولین زنی بود که به این افتخار نائل آمد. این عضویت برای او درآمدی منظم، استودیویی بزرگ و مرتبه استادتمامی را به همراه داشت.در سال های بعد واکنش او نسبت به جنگ ادامه یافت. در ۲۳-۱۹۲۲ او مجموعه‌ آثار حکاکی بر روی چوبِ «جنگ» را با عنوان‌های قربانی، داوطلبین، والدین، پنجره۱، پنجره۲، مادران و مردم را ارائه کرد. در سال ۱۹۲۴ او سه عدد از معروف‌ترین پوسترهایش را به پایان رساند : کودکان آلمان گرسنه اند، نان و تکرار دوباره جنگ هرگز.سالهای پایانی زندگی و جنگ جهانی دومدر سال ۱۹۳۳ و بعد از تاسیس رژیم ناسیونال سوسیال، سلطه حزب نازی آلمان کلویتس را مجبور به کناره‌گیری از کرسی دانشگاهِ آکادمی دِرکانسته نمود. آثار او از موزه‌ها برداشته شدند و او از نمایش آثارش منع شد. برخی آثار او نیز توسط نازی‌ها برای تبلیغات سیاسی استفاده شد.او که اکنون در استودیوی کوچکی کار می‌کرد در میانه دهه ۱۹۳۰ آخرین مجموعه لیتوگرافی‌هایش، «مرگ»، را به پایان رساند که شامل شش کار چاپ سنگی بود با عنوان‌های: زنی که به مرگ نزدیک می‌شود، مرگ دختر دامن‌پوش، مرگ به گروهی از کودکان نزدیک می‌شود، مرگ با زن می‌جنگد، مرگ در بزرگ‌راه، مرگ به عنوان یک دوست، مرگ در آب و آوای مرگ.در سال ۱۹۳۶ او و همسرش توسط گشتاپو احضار و تهدید به دستگیری و فرستادن به اردوگاه اسرا شدند. آن‌ها مصمم شدند در صورتی که این اتفاق اجتناب ناپذیر شود خودکشی کنند. هرچند کلویتس اکنون دیگر تبدیل به یک شخصیت بین المللی شده بود و این تهدید از این جدی‌تر نگردید.در هفتادمین سال تولدش او صدوپنجاه تلگراف از شخصیت‌های برجسته هنری دنیا و نیز پیشنهاد اقامت در ایالات متحده آمریکا را دریافت نمود که به دلیل ترس از اقدام تلافی‌جویانه وخشونت آمیز حکومت علیه خانواده‌اش آن را رد کرد.کلویتس شوهرش را در سال ۱۹۴۰ به دلیل بیماری از دست داد و نوه‌اش پیتر نیز در سال ۱۹۴۲ در جنگ جهانی دوم کشته شد.او در سال ۱۹۴۳ از برلین خارج شد. در این سال خانه او در بمباران ویران گردید و بسیاری از نقاشی‌ها، آثار چاپی و مدارک او گم شدند. او ابتدا به نوردهاوزن و سپس به موریتسبرگ، شهر کوچکی در نزدیکی دِرِسدِن نقل مکان کرد و ماه‌های پایانی عمرش را به عنوان میهمان پرنس ارنست هنریک ساکسون در آن‌جا گذراند.کلویتس درست قبل از پایان جنگ جهانی دوم از دنیا رفت.کلویتس در مجموع ۵۲۷ اثر چاپی، با تکنیک‌های اچینگ، حکاکی روی چوب و لیتوگرافی انجام داد. تنها پرتره‌هایی که او ساخت تصویرهای خودش بودند که تعدادشان به ۵۰ عدد می‌رسد. این پرتره‌ها گاه‌شمار شخصی صادقانه‌ای از زندگی او هستند.نام کته کلویتس به عنوان یک هنرمند مردمی با تصویر پرتوان زن ازاده و مادر مبارزی که با ذهنی بیدار بی عدالتی های اجتماع را محکوم می کند درامیخته است ... او همیشه با خود و روزگار خود روراست بود. می خواست هنری هدفمند بیافریند و آن چه می آفرید ناظر و شارح روزگاری باشد که در آن می زیست. آموخته بود که هنرمند چشم و زبان مردم است. طرح های به اصطلاح سر و زبان داری که می کشید تصویر تلخ و سیاه زندگی پیرامون او بود و با آن حدیث دردناک نسل خود را می گفت ... یکی از ویژگی های هنر کته کلویتس آن است که مبتنی بر احساسات اوست اما از هرگونه احساساتی گری و مبالغه مبراست. واقعیتی که او به تصویر می کشید خود ان قدر دردناک بود که نیازی به مبالغه نداشت ... کته کلویتس با آن که از دیدگاه اجتماعی زنی بسیار رادیکال بود اما آن که پای هنر به میان می آمد اندکی بسیار محافظه کار به نظر می رسید. همواره به سنت طراحی وفادار بود و می دانست که دینی از نقاشان متقدم برعهده دارد. هرگز نمی خواست جانب احتیاط را فروگذارد در یک چارچوب اکادمیک کار می کرد و از نور و سایه به همان شیوه و روشی بهره می گرفت که استادان گذشته از جمله رامبراند بهره گرفته بودند. تنها تفاوت کار آن بود که کلویتس با احساس تر و هیجان زده تر از پیشینیان طراحی می کرد و طرح هایش از منطق وآراستگی متداول بهره ای نداشت. آثار کلویتس تصویری ناب از صدای رسای زن است ... بسیاری از طرحهای کته کلویتس کشف و شهودی جسورانه و توانمندانه در قلمروی هنرهای تجسمی است و از ان جا که همیشه به کارکرد اجتماعی و بنابر اقتضا و ایجاب شکل و شیوه ی کارش را تغییر می داد تا بتواند به رابطه ی مستدل و پذیرفتنی میان قالب و محتوا دست یابد. از این دیدگاه می توان هنر کته کلویتس را به سه بخش کاملا جدا تفکیک کرد. در آغاز که باید آن را دوران کارهای انقلابی نامید به تبعیت از احساسات و نگرش های خود به مضمون های برگرفته از تاریخ و ادبیات انقلاب کارگران می پرداخت و می خواست هر طرح اش ناظر و شارح مبارزه با نامردمی ها باشد. در دوران بعدی هنرش هنگامی که قرن جدید با خود مضمون های تازه اورد کلویتس هم بی درنگ به زمان معاصر خود پیوست و به کشیدن تصویرهای ذهنی از زندگی دشوار و اندوهبار طبقات فرودست جامعه و مضمون های کلی تر جنگ و مرگ روی آورد. در میانه ی این دو بخش طرح هایی قرار می گیرند که در آن ها احوال انفسی و افاقی خود را به تصویر کشیده است. مجموعه ی طرح های کلویتس با تمام تفاوت ها از چند ویژگی مشترک برخوردارند: در بی زمانی مطلق طراحی شده اند و ماهیتی عام دارند . بافندگان كلویتس در حدفاصل تولد پسرش هانس درسال 1892 و پیتر درسال 1896 اجرایی را از گرهارد هاپتمن دید كه «بافندگان» نام داشت و ستم رواشده بر سیلسی‌ها و طغیان نافرجام آن‌ها درسال 1842 را به نمایش می‌گذارد. او با الهام از این اجرا كار بر روی مجموعه‌ای از آثار اچینگ را كه قصد داشت با آن اثر ژرمینال امیل زولا را ترسیم كند متوقف ساخت و به خلق مجموعه‌ای از شش اثر با مضمون بافندگان پرداخت. سه اثر از این مجموعه، آثار لیتوگرافی (فقر، مرگ و توطئه) و سه اثر دیگر (رژه بافندگان، شورش، و پایان) اچینگ هستند. آثارمزبور ترسیم آزاد و طبیت‌گرایانه‌ای از بدبختی، امید، شهامت، و سرنوشت ناخوشایند كارگران بودند. مجموعه مذكور درسال 1898 در میان استقبال عموم به نمایش درآمد. اما زمانی كه آدولف مِنزِل اثر او را به عنوان نامزد دریافت مدال طلا برای شركت در نمایشگاه بزرگ هنر آلمان در برلین معرفی كرد، قیصر ویلهلم دوم از اعطای مدال خودداری كرد. در هر حال، بافندگان به بزرگترین اثر كلویتس تبدیل شد. جنگ روستائیان دومین مجموعه بزرگ كلویتس جنگ روستائیان نام داشت كه به دلیل انجام طراحی‌های اولیه بسیار و كنار گذاردن لیتوگرافی‌های متعدد زمان طولانی از سال 1902 تا 1908 او را به خود مشغول داشت. جنگ روستائیان یك انقلاب خشونت‌بار بود كه در سال‌های ابتدایی اصلاحات با شروع درسال 1525 در جنوب آلمان اتفاق افتاد. روستائیان كه رفتاری همچون برده با آن‌ها می‌شد علیه اربابان خود و كلیسا دست به اقدام مسلحانه زدند. كلویتس همزمان با كار بر روی جنگ روستائیان دو بار از پاریس دیدن كرد و برای آموزش مجسمه‌سازی در كلاس‌های آكادمی جولیان ثبت نام كرد. اثر اچینگ او با عنوان «شیوع» نائل به دریافت جایزه «ویلارومانا» شد وبورسیه یك ساله‌ای را در آتلیه فلورانس درسال 1907 برای او به ارمغان آورد. مدرنیسم و جنگ جهانی اول كلویتس پس از بازگشت به نمایش آثار خود ادامه داد، اما با تاثیر از آثار هموطنان خود (اكسپرسیونیست‌ها و شاگردان باوهاس) تصمیم گرفت ابزار بیانی خود را ساده‌تر كند. او پسر كوچك خود، پیتر، را در اكتبر 1914 طی جنگ جهانی اول از دست داد و بدین ترتیب دچار افسردگی شد. او موفق شد تا پایان این سال طراحی‌هایی را برای بنای یادبود پیتر و هم‌قطارانش تهیه كند. كلویتس این بنای یادبود را درسال 1919 تخریب كرد و ساخت آن را دوباره درسال 1925 از سر گرفت. بنای یادبود پیتر با عنوان «والدین عزادار» سرانجام درسال 1932 تكمیل و در گورستان «روگولد» در بلژیك قرار داده شد. بعدها كه آرامگاه پیتر به گورستان جنگی ولادسلو در آلمان انتقال یافت تندیس‌ها نیز منتقل شدند. درسال 1917 و در پنجاهمین سالگرد تولد كلویتس، گالری پل كاسیرر نمایشگاهی از 150 اثر طراحی او برپا كرد. كلویتس یك سوسیالیست و صلح‌گرای متعهد بود كه در نهایت به كمونیسم روی آورد. دوران بعدی زندگی و جنگ جهانی دوم درسال 1933 و پس از تاسیس حزب ناسیونال – سوسیالیست، مقامات حزب نازی كلویتس راناچار كردند تا فضایی را كه در دانشكده آكادمی هنر در اختیار داشت، ترك كند. آثار او از دیوار موزه‌ها پایین آورده شد و اگرچه او از نمایش منع شده بود، برخی از آثار او برای تبلیغات نازی‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفت. او كه در اواسط دهه 1930 در آتلیه كوچكتری فعالیت می‌كرد، آخرین مجموعه آثار لیتوگرافی خود را با عنوان «مرگ» تكمیل كرد. در ژوئیه سال 1936، همسر او از سوی گشتاپو ملاقات و كلویتس با توقیف و اعزام به كمپ اسرا تهدید شد. این زوج تصمیم گرفتند درصورت چنین اتفاقی دست به خودكشی بزنند. ولی كلویتس اكنون به چهره‌ای بین‌المللی بدل شده بود و هیچ اقدام دیگری علیه آنان صورت نپذیرفت. او در هفتادمین سالگرد تولد خود بیش از 150 تلگرام از شخصیت‌های برجسته جهان و همچنین پیشنهاد اقامت در ایالات متحده را دریافت كرد. او این پیشنهاد را به خاطر ترس از انتقام از خانواده‌اش رد كرد. او درسال 1942 از برلین خارج شد و چندی بعد در همان سال خانه‌اش در بمب‌باران از بین رفت. بدین ترتیب، آثار طراحی، چاپ، و اسناد بسیاری از میان رفت. او ابتدا به شهر نوردهاسن و سپس به موریتزبرگ در نزدیكی درسدن نقل مكان كرد و ماه‌های آخر عمر خود را در آن جا به عنوان میهمان شاهزاده ارنست هاینریش گذراند. او درست پیش از اتمام جنگ جهانی دوم چشم از جهان فرو بست. كلویتس در كل، تعداد 275 اثر چاپ به صورت اچینگ، باسمه چوبی، و لیتوگراف از خود بر جای گذاشت. تقریباً‌ تنها پرتره‌هایی كه او در طول زندگی خود بر جا گذاشته تصاویر خود او بوده و حداقل 50 اثر از آن‌ها باقی مانده است. سرانجام درسال 1945و در هفتاد وهفت سالگی دیده بر جهان بست.

Foot Issues
شنبه 14 مرداد 1396 03:53 ب.ظ
Howdy I am so glad I found your website, I really found you by mistake, while I
was looking on Yahoo for something else, Nonetheless I am here now and would just like
to say many thanks for a marvelous post and a all round thrilling blog (I also love the theme/design),
I don't have time to read through it all at the moment but I have book-marked it and
also included your RSS feeds, so when I have time
I will be back to read a great deal more, Please do keep
up the awesome work.
How can I increase my height after 18?
دوشنبه 9 مرداد 1396 11:48 ب.ظ
If you wish for to increase your experience only keep visiting this web site and be updated with the hottest
information posted here.
هانیه
پنجشنبه 24 فروردین 1396 01:09 ب.ظ
ممنونم جامع و خوب بود تنها ایرادش این بود که دو قسمت مجزا هر کدام دو بار تکرار شدند،به جز این عالی و بی نقص بود سباسگذارم
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 05:01 ب.ظ
If some one wants expert view about blogging and site-building then i recommend him/her to
pay a visit this website, Keep up the fastidious work.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 08:20 ق.ظ
excellent points altogether, you simply won a logo new reader.
What may you suggest about your post that you simply made some days ago?
Any positive?
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 08:43 ق.ظ
Hello my loved one! I want to say that this post is awesome, great written and come with approximately all vital infos.
I would like to look more posts like this .
رضا
دوشنبه 29 دی 1393 01:45 ب.ظ
فوق العاده بود.
ممنون از زحماتتون.
خیلی بدردم خورد.
بازم ممنون.
سه شنبه 24 دی 1392 01:43 ق.ظ
khoshhalam ke mibinam daneshkade ba vojode afradi mesle shoma dare pishraft mikone :)
in matlabetoon ham ali o kamel bood
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

ما دانشجویان سابق مرکز آموزش عالی ولیعصر سعی داریم گروه هنری مجازی در محیط وب تشکیل بدیم
این وبلاگ تمام سعیش بر اینه که بتونه همیشه به روز باشه و پل ارتباطی بین دانشجویان هم دوره ای
با نظرات خودتون ما رو خوشحال کنید
مدیر وبلاگ : نیلوفر الف

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

mouse code|mouse code

كد ماوس